تبليغاتX
بیاد تو می نویسم

بیاد تو می نویسم

صاحب قبلی این وب بخاطر اینکه منو گم کنه گذاشت و رفت

كجايي؟؟

 

 

مرا به دور دست ببر

نمیتوانم توضیح بدهم چیزی را که در درون من است.
تمام کار های من پنهان کاریست
ای کاش فقط از من دور می شد.
اگر میدانستی چه میکردی؟

فکر میکردم تمام آن درد را میشناختم.
همه ی آن افکار به تو بر میگردد
به چیزیبرمیگردد که هیچ وقت گفته نشد
در گوشه و کنار مغز من. نمی توانم این آشفته بازار را کنترل کنم
توانش را ندارم. بیا و من را از اینجا دور کن

احساس میکنم تنهای تنها هستم
انگار باید خودم با آن تک و تنها روبرو شوم
حرف هایم سرد وبی معنی است
نترس به تو آسیبی نمیرسانم
اگر نشانتبدهم نمی توانی درک کنی
چون هیچ کس نمی تواند درک کند

فکر میکردم تمام آن درد را میشناختم.
همه ی آن افکار به تو بر میگردد
به چیزیبرمیگردد که هیچ وقت گفته نشد
در گوشه و کنار مغز من. نمی توانم این آشفته بازار را کنترل کنم
توانش را ندارم. بیا و من را از اینجا دور کن

به جایی نمیرسم
ادامه میدهم و به جایی نمیرسم
به جایی نمیرسم …

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم مهر 1388ساعت 23:25  توسط عشق کهنه  | 

 

 

سال نو مبارک شاه عباس من

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 15:45  توسط عشق کهنه  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 20:30  توسط عشق کهنه  | 

سلام پرنده نازم بیا به آغوش بازم...!

به توعادت دارم

مثل پروانه به آتش

مثل عابد به عبادت

و تو هر لحظه که از من دوری

من به ويرانگری فاصله مي انديشم

در کتاب احساس

واژه فاصله يک فاجعه معنا شده است

تو توانايي آنرا داری که به اين فاصله پايان بخشي ...
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 13:13  توسط عشق کهنه  |